جستجو

تبلیغات



گفتاری در طهارت اهل کتاب

    درآمد: فتوحات اعراب دامنه سرزمین‎های تحت سیطرة اسلام را وسعت زیادی بخشید. بخشی از مردم سرزمین‌های نو به دین مبین اسلام گرویدند، اما عده‌ای بر دیانت سابق خود باقی ماندند. تعالیم انسانی پیامبر اکرم(ص) و آموزه‌های اخلاقی قرآن کریم، بر پایه تعامل و مدارا با پیروان ادیان الهی استوار شده بود. از طرف دیگر، روحیه تاجرمسلک اعراب مراوده و آمد و شد با همسایگان غیرمسلمان را به خوبی برمی‌تابید. سیاست خلافت اسلامی نیز به دلایل سیاسی ـ اقتصادی بر محور پذیرشِ غیرمسلمانان قرار داشت.

    خلفای اموی و عباسی که از ارزش‌های اسلامی فاصله گرفته بودند و بیشتر به فکر کشورگشایی بودند تا گسترش اسلام، لزوما روی خوشی به مسلمان‌شدن ملتهای مغلوب نشان نمی‌دادند، به طوری که طبق برخی گزارش‌های تاریخی، حتی گاه مانع اسلام‌آوردن آنان می‌شدند تا از مطالبه امتیازات مساوی با اعراب جلوگیری و احیانا مالیات‌های مضاعف نیز بر ایشان تحمیل کنند! همه این عوامل موجب حضور چشمگیر غیرمسلمانان یا به اصطلاح «اهل ذمّه» در جامعه مسلمانان شده بود. این آمیختگی سؤالاتی را نسبت به کیفیت معاشرت با آنان، در ذهن مؤمنان ایجاد می‌کرد. پیروان مکتب تشیع نیز از این پرسشگری‌ها بی‌نیاز نبودند. مقاله زیر که در ادامه گفتار شماره پیشین است، به پاسخ‌های ائمه شیعه(ع) و تحلیل آن می‌پردازد.

    دست‌خوردگی و دهان‌خوردگی

    استفاده از باقیماندة آب یا غذای دیگری و اشتراک در این امور را در عربی «مساوره» می‌گویند. این استفاده ممکن است برای خوردن و آشامیدن باشد یا برای وضوساختن و شستشو. در این باب روایاتی است که این درجه از اختلاط با غیرمسلمانان را نفی می‌کند و به اجتناب از سؤر یهودی و مسیحی دستور می‌دهد:

    ـ سعید الاعرج گوید: از امام صادق(ع) در مورد استفاده از دست‌خورده و دهان‌خورده یهودی و مسیحی پرسیدم، فرمود: «چنین مکنید.»۱

    این روایت از جهت سند استوار است؛ اما از نظر محتوا، دلالت صریحی بر ناپاکی دست‌خورده و دهان‌خوردة غیرمسلمانان ندارد؛ زیرا این گونه نهی‌ها ممکن است از جهت آثار معنوی یا آلودگی‌های عرفی و بهداشتی و بالاخره احتمال وجود نجاست عارضی باشد؛ زیرا غیرمسلمانان به طور طبیعی پرهیزی از اعیان نجس (مثل خمر و خوک) نداشتند. از طرف دیگر، این حدیث و نمونه‌های مشابه، توانایی معارضه با روایات روشن‌تر در طهارت کافران ذمی را ندارد.

    ظروف و جامها

    روایاتی وجود دارد که بر اجتناب از ظروف (و به اصطلاح اَوانیِ) اهل کتاب دلالت می‌کند. خبر زیر از آن دسته است:

    ـ محمد بن مسلم گوید: از امام باقر(ع) در مورد ظروف اهل ذمه و زرتشتیان پرسیدم؛ فرمود: «لا تأکلوا فی آنیتهم، و لا من طعامهم الذی یطبخون، و لا فی آنیتهم التی یشربون فیها الخمر: نه در ظروفشان بخورید، نه از غذایی که پخته‌اند، و نه در ظروفی که از آن شراب می‌نوشند.»۲

    در روایت فوق، وحدت سیاق بین فقرات مطرح شده، قرینة گویایی است بر اینکه نهی امام از جهت احتمال آلودگی ظروف به شراب یا مواد غذایی حرام نشأت گرفته است. تأکید بر پرهیز از ظرف شراب و غذای مطبوخ آنان، احتمال آلودگی‌های عارضی را به ذهن متبادر می‌سازد؛ بنابراین این روایت نیز دلالت روشنی بر نجاست ذاتی اهل کتاب ندارد. قرینة ظرفیت (یعنی مناسبت ظرف و مظروف) این احتمال را تقویت می‌کند که دستور به پرهیز از ظروف کتابیان، از جهت نجاست مظروف باشد نه نجاست مالک آن. در اینجا ظواهر امر بر اصل طهارت مقدم شده است (تقدم ظاهر بر اصل)؛ زیرا احتمال آلوده‌شدن ظروف مورد استفاده آنان به محتویات ناپاک، بسیار قوی است.

    مصافحه و دیده‌بوسی

    روایات زیر در باب شستشوی دستها پس از مصافحه با اهل کتاب صادر شده است:

    ـ محمد بن مسلم گوید: از امام باقر(ع) در مورد مسلمانی پرسیدم که با شخص زرتشتی مصافحه کرده است. فرمود: «یغسل یده و لایتوضا: دست خود را بشوید؛ اما وضو لازم نیست.» (چنین چیزی ناقض وضو نیست).۳

    این روایت در مقایسه با اخبار مشابه، بیشترین ظهور و وضوح را در نجاست اهل کتاب دارد؛ ولی با توجه به صراحت و وضوح بهترِ روایات معارض بر طهارت کتابی‌ها، ناچاریم آن را بر استحباب غسل و شستشو حمل و تفسیر کنیم و یا آلودگی‌های معنوی و عرفی را علت دستور فوق بدانیم. مؤید این تفسیر روایت زیر است.

    ـ ابی‌بصیر گوید: از امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) در مورد مصافحه مسلمان با یهودی و مسیحی سؤال شد. آن حضرت فرمود: «من وراء الثّوب فإن صافحک بیده فاغسل یدک: از پشت لباس مصافحه کن، ولی چنانچه با تو دست داد، دستت را بشوی.»۴

    واضح است که اگر علت مانع تماس، نجاست کتابی‌ها بود، لباس هم باید شسته می‌شد؛ زیرا در فرض رطوبت، تفاوتی بین دست و لباس از جهت تسری نجاست نیست؛ بنابراین حکمت نهی از مصافحه و شستشوی دست، قطعا مسائل دیگری است.

    گرمابه‎های عمومی

    روایات زیر در باب تماس با کافران کتابی در گرمابه‌های عمومی صادر شده است.

    ـ علی بن جعفر از برادر بزرگوارش امام کاظم(ع) در مورد یک مسیحی که در گرمابة عمومی با مسلمانی مشغول استحمام می‌شود، پرسید؛ فرمود: «اذا علم انّه النصرانی، اغتسل بغیر ماء الحمام، الا ان یغتسل وحده علی الحوض فیغسله ثم یغتسل: اگر یقین دارد که او مسیحی است، خود را با آبی غیر از آب حوضچة حمام بشوید، مگر اینکه صبر کند تا بعد خودش به‌تنهایی وارد حوضچه شود. در این صورت نخست حوضچه را بشوید، سپس استحمام کند.»

    راوی پرسید: «اگر فرد یهودی یا مسیحی دستش را در آب کرد، آیا از آن آب می‌توان وضو ساخت؟» فرمود: «لا، الا ان یضطر الیه: خیر، مگر در حالت اضطرار.»۵

    این حدیث گرچه در ظهور بدوی و اولیه خود، لزوم پرهیز از رطوبت مماس با بدن غیرمسلمانان کتابی را مطرح می‌کند، ولی با اندکی دقت دلالت آشکاری بر طهارت و پاکی ذاتی آنها دارد؛ زیرا می‌دانیم اضطرار تنها حکم تکلیفی (وجوب و حرمت) را برمی‌دارد و به هیچ وجه نمی‌تواند رافع حکم نجاست که از احکام وضعی است، باشد. بنابراین در صورتی که آبی نجس گردد، حکم اضطراری در این وضعیت تیمم است نه وضو با آب نجس٫ پس روایت فوق گویای طهارت بدن کافران کتابی است و حتی می‌تواند مبین روایات گذشته نیز باشد که امر به پرهیز به دلایل دیگری همچون تنزّه معنوی بوده است.

    ـ حسن بن علی از امام صادق(ع) روایت می‌کند: «ایّاک ان تغتسل من غساله الحمام ففیها تجتمع غساله الیهودی و النصرانی و المجوسی و الاصب لنا اهل البیت و هو شرّهم؛ فانّ الله تبارک و تعالی لم یخلق خلقا انجس من الکلب. انّ الاصب لنا اهل البیت لأنجس منه: از آبهای بدن‌خورده و مورد استحمام در گرمابه‌های عمومی بپرهیز؛ زیرا در آنجا آبهای مورد استحمام یهودی و مسیحی و زردشتی و دشمنان ناصبی ما جمع شده است و البته ناصبی بدترین آنهاست؛ زیرا خداوند مخلوقی نجس‌تر از سگ نیافریده و دشمن ما اهل‌بیت از سگ هم نجس‌تر است.»۶

    این روایت در صورتی که اخبار معارض یا مبیّن نمی‌بود، به علت وحدت سیاق با کافر ناصبی، می‌توانست بر نجاست اهل کتاب دلالت کند، اما اخبار معارض مانع چنین برداشتی می‌گردد.

    جامگان و خیاطی

    ـ ابراهیم بن ابی‌محمود گوید به امام رضا(ع) گفتم: «خیاط و سفیدگر (گازُر) اگر یهودی یا مسیحی باشد و می‌دانی که پیشاب می‌کند و تطهیر نمی‌کند، چه کنیم؟» فرمود: «لا بأس: باکی نیست.»۷

    ـ معاویه بن عمار گوید: از امام صادق(ع) در مورد پارچه‌های سابری (نوعی پارچه) پرسیدم که: «ساختة دست زردشتی‎هاست، در حالی که آنان آلوده‎اند، میگساری می‌کنند و زنانشان نیز این گونه‌اند؛ آیا بدون آب کشیدن، این لباس‎ها را بپوشم و در آن نماز بگزارم؟» فرمود: «نعم: آری.»۸

    ـ حسن بن محبوب گوید: پدرم در حضور من از امام‌صادق(ع) پرسید: «اگر جامه‎ام را به کافری ذمّی عاریه دهم، در حالی که می‌دانم او میگساری می‌کند و گوشت خوک می‌خورد، آیا هنگامِ پس گرفتن لباس و پیش از نماز خواندن، باید لباس را بشویم؟» فرمود:

    «صلّ فیه و لا تغسله من اجل ذلک، فانّک اعرته ایاه و هو طاهر و لم تستیقن انه نجسه، فلا بأس ان تصلی فیه حتی تستیقن انه نجسه: در آن لباس نماز بگزار و به این علت که گفتی، آن را مشوی؛ زیرا تو در حالی جامه‎ات را عاریه دادی که پاک بوده و اکنون یقین نداری که آن غیرمسلمان لباس را نجس کرده باشد. پس تا وقتی که یقین نکرده‌ای که جامه‌ات را نجس کرده است، باکی نیست که در آن نماز بگزاری.»۹

    اخبار فوق نه تنها نجاست ذاتی کتابی‌ها را نفی می‌کند، بلکه اعتنا به نجاست عارضی آنان را نیز ضروری نمی‌داند. در روایت نخست، با اینکه شغل سفیدگری و گازری با رطوبت مسری سر و کار دارد، امام پرهیز را لازم نمی‌بیند. احادیث دوم و سوم نیز لزوم پرهیز از محصولات اهل‌کتاب و وسایل مورد استفاده آنان را به‏‌رغم احتمال تسرّی نجاست، رد می‌کند. در این سه روایت نکته مهم دیگری وجود دارد که با عنوان «ارتکاز متشرعه» مطرح خواهد شد.

    خدمتکاران

    یکی از مهمترین روایاتی که به‌روشنی بر پاکی و طهارت ذاتی غیرمسلمانان کتابی دلالت می‌کند و مبیین و تفسیرکننده اخبار نجاست است، خبر زیر از امام رضا(ع) است.

    ـ ابراهیم بن ابی‌محمود گوید به امام رضا(ع) عرض کردم: «چگونه کنیزی مسیحی خدمتکار شما شده است، در حالی که می‌دانید او تطهیر نمی‌کند و خود را از جنابت نمی‌شوید؟!» فرمود: «لا بأس، تغسل یدیها: اشکالی ندارد، دستانش را می‌شوید.»۱۰

    روشن است که اگر کنیز مسیحی ذاتاً نجس بود، اولا امام او را به خدمتگزاری در خانه خود نمی‌گرفت؛ زیرا این کار عادتا موجب نجاست بخشهای زیادی از خانه می‌شود که پرهیز از آنها بسیار دشوار است؛ ثانیا شستن دستها وضعیت را به مراتب بدتر می‌کند نه بهتر؛ زیرا موجب تسری رطوبت ناپاک می‌گردد. بنابراین تذکر امام به شسته‌شدن دستان کنیز به‌خوبی گویای عارضی بودن نجاست در اوست. ذهنیت سؤال‌کننده نیز دقیقا بر همین امر استوار است؛ زیرا نجاست کنیز را ناشی از عدم رعایت احکام تطهیر می‌داند.

    ذهنیت عمومی مؤمنان (ارتکاز متشرعه)

    در هر چهار روایت اخیر، نکته بسیار مهمی نهفته است و آن ارتکاز ذهنی مؤمنان بر طهارت ذاتی اهل‌کتاب است. ارتکاز یعنی «ذهنیت نشسته بر عمق فکر افراد، یک باور پذیرفته شده، مسلّم و احیانا ناخودآگاه». این باورها اگر نسبت به احکام شرعی و امور دینی باشد، و مورد تقریر و تأیید امام معصوم(ع) قرار گیرد، حجیت می‌یابد، همان گونه که سیرة متشرعان و مؤمنان چنین وضعی دارد.

    اگر با دقت در اخبار فوق بنگریم، به‌روشنی درمی‌یابیم که مرتکَز مؤمنان یا همان ذهنیت عمیق پرسشگران در روایات فوق، بر پاکی و طهارت اهل کتاب قرار گرفته است و امام نیز آن را تأیید فرموده است. همه پرسندگان در موضوع نجاستِ غیرمسلمانان کتابی، به بی‌مبالاتی و نا‌پرهیزی آنان از نجاست‎هایی مثل خوک و شراب و مردار، یا عدم رعایت احکام تطهیر و امثال این دلایل استناد می‌کنند. هیچ یک از آنان کافر کتابی را فی‌نفسه نجس نمی‌داند، بلکه نجس‌شده و در معرض آلودگی می‌داند. امام(ع) اگر این ذهنیت را قبول نداشت، به طور قطع آن را این گونه اصلاح می‌فرمود که: ناپاکی ایشان ربطی به این آلودگی‎های بیرونی ندارد، بلکه ذاتی و درونی است؛ اما امام هرگز بیان تصحیح‌کننده‎ای ارائه نفرمود که حاکی از اشتباه عقیده پرسنده باشد؛ بنابراین پیداست که سکوت ایشان در برابر ارتکاز ذهنی سؤال‌کننده، نشانه تأیید آن است.

    نتیجه‌گیری

    بنا بر نظر مشهورِ فقهای قدیم، بین اخبار دال بر ناپاکی کافران کتابی و روایات دلالت‌کننده بر طهارت آنان، تعارض برقرار است؛ و طبق موازین فقهی و اصولی، ترجیح با طرف موافق قرآن است که همه کافران را ناپاک می‌داند: «إنما المشرکون نجس»۱۱ و نیز طرف مخالف عامه که کتابیان را پاک می‌دانند.

    ما در بخش نخست، دلالت آیه شریفه را در معنای مذکور نپذیرفتیم. در این بخش نیز روشن شد که به هیچ وجه تعارض مستقری بین دو دسته فوق از روایات وجود ندارد؛ زیرا به‌راحتی می‌توانیم با حمل و تفسیر ظاهر بر نص و یا ظاهر بر أظهر یعنی به کمک موازین جمع عرفی و دلالی، این تعارض ظاهری و اولیه را رفع کنیم. وانگهی در این گفتار به روایات جواز نکاح با زنان کتابی پرداخته نشد که آن خود مقوله مفصلی است و تلازم عرفی این جواز با پاکی آن زنان، غیر قابل انکار است؛ زیرا به‌دشواری می‌توان مشروعیت پیوند ازدواج را که بالاترین حد معاشرت است، با وجود ناپاکی ذاتی همسر توجیه کرد. بنابراین چنان که گفته شد، می‌توان روایات در ظاهر دال بر نجاست را بر سه معنای محتملِ دیگر جز نجاست تفسیر کرد:

    ۱ـ تنزه و دوری از کدورت معنوی و باطنی ناشی از انس و الفت بیش از حد با غیرمسلمانان؛

    ۲ـ پرهیز از آلودگی‎های عرفی و بهداشتی مانند احکام آب چاه؛

    ۳ـ احتمال وجود ناپاکی بیرونی و عارضی.

    *ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت (با تلخیص)

    پی‌نوشت‌ها:

    ۱ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل‌الشیعه، ج‌۱، ص۲۲۹، حدیث۱ از باب۳ از ابواب أسآر، مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام، قم ـ ایران، ۱۴۰۹ق.

    ۲ـ همان، ج‌۳، ص۵۱۷، حدیث۲ از باب۷۲ از ابواب نجاسات.

    ۳ـ همان، ص۴۱۹، حدیث۳ از باب۱۴ از ابواب نجاسات.

    ۴ـ همان، ص۴۲۰، حدیث۵ از باب۱۴٫

    ۵ـ همان، ص۴۲۱، حدیث ۹ از باب ۱۴٫

    ۶ـ همان، ج‌۱، ص۲۲۰، حدیث۵، باب۱۱ از ابواب ماء مضاف.

    ۷ـ شیخ طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن، تهذیب‌الاحکام، ج‌۶، ص۳۸۵، باب المکاسب، حدیث ۱۱۴۲، دارالکتب الاسلامیه، تهران ـ ایران، ۱۴۰۷ق.

    ۸ـ وسائل الشیعه، ج‌۳، ص۵۱۸، حدیث۱ از باب۷۳ از ابواب نجاسات.

    ۹ـ همان، ص۵۲۱، حدیث۱ از باب۷۴ از ابواب نجاسات.

    ۱۰ـ همان، ص۴۲۲، حدیث۱۱ از باب۱۴ از ابواب نجاسات.

    ۱۱ـ قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۲۸٫

    برگرفته از :  http://www.ettelaat.com/etiran/?p=229995



    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 10 فروردين 1396
    منبع
    برچسب ها : امام ,نجاست ,مورد ,روایت ,روایات ,طهارت ,ابواب نجاسات ,امام صادق ,امام باقر ,کافران کتابی ,مورد استفاده ,رعایت احکام تطهیر ,
    گفتاری در طهارت اهل کتاب

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 10 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر